تبلیغات
top.window.moveTo(0,0); if (document.all) { top.window.resizeTo(screen.availWidth,screen.availHeight); } else if (document.layers||document.getElementById) { if (top.window.outerHeight مجنون ترین لــــــیلـــــــی - جزیره
مجنون ترین لــــــیلـــــــی

( دردناکـ ترینـ سکوتـــــ خیســـــــــ)

 


من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم
واس عشق بازی موجا فامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی توی روی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار گاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تو نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پاگذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
..
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

ولی حتی دم مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم ..

"قمیشی"


نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند 1392 ساعت 03:59 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |


Design By : Pichak