top.window.moveTo(0,0); if (document.all) { top.window.resizeTo(screen.availWidth,screen.availHeight); } else if (document.layers||document.getElementById) { if (top.window.outerHeight مجنون ترین لــــــیلـــــــی - مطالب دی 1392
مجنون ترین لــــــیلـــــــی

( دردناکـ ترینـ سکوتـــــ خیســـــــــ)

از چند شب پیش که شما اومدین تو خواب من نمیگم با دلم چیکار کردین و حرفایی که بهم زدین بین خودمون بمونه فقط این میگم وبلاگ عاشقانه من عارفانه کردین

دمتون گرم


نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 01:56 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

دردنیایی که همه ،یا گوسفندند یا گرگ

ترجیح می دهم چوپان باشم

همدیگر را بدرید

من نی میزنم....


نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 01:08 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

سخت است ولی مولا خوب است نمی آیی
دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی
یک کوفه فریب و غم یک شام پراز مهنت
آیی تو شوی تنها خوب است نمی آیی
یک نیمه شعبان را در فکر تو میمانند
از فکر روی فردا خوب است نمی آیی
یک جمعه فقط ندبه یک هفته فراموشی
بود تو شود رویا خوب است نمی آیی
لاف غم عشق تو ذکرهمه مردم
بنگربه دل آنها خوب است نمی آیی
یک شام سه شنبه را در کوی تو میمانند
اما دلشان اینجا خوب است نمی آیی
سرداب تو مخروبه قبر پدرت ویران
شهر تو پراز اعداء خوب است نمی آیی
با این همه درد و غم میسوزی و میسازی
ای منتقم زهرا خوب است نمی آیی ..


نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392 ساعت 04:54 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

اعتراف تلخی است !

ولی ...

عشقم و آن غریبه به هم می آیند ..

 


نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392 ساعت 11:34 ق.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را
حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند
وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست ...


نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392 ساعت 11:24 ق.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

هرکجا یاد خدا بود تو را یادم هست
هر کجایی که خدا بود مرا یاد آور ...


نوشته شده در شنبه 14 دی 1392 ساعت 06:54 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

 

شما رو یه جور دیگه دوس دارم ...

خدا خودش میدونه از یه شبی () تا حالا فقط به حرمت شماست که زنده ام !

 

 

 


نوشته شده در شنبه 14 دی 1392 ساعت 06:43 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

کجایی ؟؟
ای همیشه پیدا از پس ابر های غیبت!


نوشته شده در شنبه 14 دی 1392 ساعت 06:38 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

با تمام وجود میبارید

آسمانی که نیمه ابری بود

تو همینجا کنار من بودی

خودمانیم شب قشنگی بود!!!


نوشته شده در جمعه 13 دی 1392 ساعت 07:49 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

رفتی؟؟؟؟

یادم میمونه اگه کسی بهم گفت "دوست دارم "به این معنی نیست که کس دیگه ای رو  هم دوس نداره !!!


نوشته شده در پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت 03:32 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

پشت این بغض بیدی نشسته که خیال میکرد با ابن باد ها نمیلرزد!



نوشته شده در جمعه 6 دی 1392 ساعت 11:29 ق.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

وچه زشت

به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پراز یاد تو بود

و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود

تو برو

برو تا راحت تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم ...

 


نوشته شده در پنجشنبه 5 دی 1392 ساعت 01:33 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

ترسم از این است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی!!
و من
همچنان به یادت بیدار نشسته باشم... !

نوشته شده در پنجشنبه 5 دی 1392 ساعت 01:31 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

ای از عشق پاک من همیشه مست مست

من تو را آسان نیاوردم به دست

بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست

من تو را آسان نیاوردم به دست ...


نوشته شده در چهارشنبه 4 دی 1392 ساعت 04:04 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

اگه غر میزنم به جای اعتراض برو خدا رو شکر کن چون دارم تحمل میکنم ..

وگرنه کاری که تو با من کردی رو هر کسی میتونه تلافی کنه!!!


نوشته شده در چهارشنبه 4 دی 1392 ساعت 03:48 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |

متنفرم از آدمایی که با تهمت زدن آتیش وجدانشون خاموش میکنن!


نوشته شده در دوشنبه 2 دی 1392 ساعت 12:37 ب.ظ توسط الهه غرور! نظرات |


Design By : Pichak